زهرا اسلامى فرد
5
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
سخن آغازين فرهنگ هر جامعه عرصهء پديدههاى بس متفاوت است ، بهويژه در كشورى مانند ايران كه تاريخ فرهنگى آن از گذشته بسيار دور شاهد زندگى اقوام و طوايف گوناگون با تنوع فرهنگى بسيار است . از اينرو مديريت فرهنگ و جامعه ، بىتوجه به اين تنوعات فرهنگى ، امرى ناممكن است . منافع ملى و درنظرگرفتن منافع گروههاى مختلف مديران فرهنگى جامعه را برآن مىدارد كه در عملكرد كلان خود به انبوهى از مسايل توجه داشته باشند . در يك نگاه كلى فعاليتهاى فرهنگى دو دستهاند : دستهاى مانند سينما ، تئاتر ، روزنامه و مجله نوپايند و پيشينهاى كهن و پيچيده نداشتهاند ؛ دستهاى ديگر فعاليتهاى فرهنگى نظير آيينها ، سنن و مراسم اعتقادى است . انجام فعاليتهاى فرهنگى دسته اول و نظارت بر عملكرد آنها بر عهدهء دولت و وزارتخانهها است ، اما فعاليتهاى نوع دوم دولتى نيستند . هيچ دولتى نمىتواند نحوه احوالپرسى مردم و مراسم غم و شادى و آيينهاى عبادى آنها را در يك برنامهريزى مستقيم تغيير دهد . با اينحال اين هر دو قسم فعاليت فرهنگى ، با عنصر نيرومند تفكر و انديشه رابطه مستقيمى دارد . بهعبارتى ديگر آنها از انديشه تغذيه مىشوند ؛ همان انديشه كه حقيقت انسان است . در اين هر دو فعاليت اگر آب انديشه و تفكر دريغ شود ، بهجز قالب مبتذل ، چيزى باقى نمىماند . تاريخ حيات انسان نشان مىدهد كه « زيستن » براى انسان ، از هر قوم و مليت و در هر زمان و جغرافيايى بر قاعده « معنا » بنياد شده است و اين نياز ، ذاتى و برآمده از مراتب وجودى